شاهرخ امیری
1 
، معصومه نوری
2*
1 مرکز تحقیقات روانپزشکی و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز،ایران
2 دستیار فوق تخصصی روانپزشکی کودک و نوجوان، مرکز تحقیقات روانپزشکی و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی تبریز، تبریز،ایران
چکیده
اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD) نیازمند رویکردهای درمانی جامع و دقیق است. دارودرمانی با وجود اثربخشی به عنوان خط اول درمان، به دلیل عملکرد غیراختصاصی در سیستم عصبی و ایجاد عوارض جانبی یا تحمل دارویی، محدودیتهای قابلتوجهی دارد. تحریک غیرتهاجمی مغز (NIBS) با هدف قرار دادن انتخابی مدارهای عصبی، به عنوان مداخله نوین و جایگزین مطرح شده است. شواهد نشان میدهد که تحریک مغناطیسی فراجمجمهای مکرر (rTMS) در بهبود علایم اصلی ADHD مؤثر است. در مقابل، تحریک الکتریکی جریان مستقیم (tDCS) بیشتر موجب بهبود کنترل مهاری و کاهش رفتارهای تکانشی می شود؛ با این حال، فقدان رابطه معنیدار میان دوز و پاسخ درمانی و ناهمگونی در نتایج مطالعات، نشان میدهد که این روشها نیازمند انطباق دقیقتر با پروفایل بالینی بیماران هستند. این مقاله به بررسی مکانیسمها، استراتژیهای هدفگیری و چالشهای پیشروی کاربرد بالینی NIBS در بیماران مبتلا به ADHD میپردازد.
کلید واژه ها: تحریک الکتریکی جریان مستقیم, تحریک مغناطیسی فراجمجمهای, اختلال نقص توجه/بیشفعالی, تحریک غیرتهاجمی مغز, کنترل مهاری, انعطافپذیری عصبی