چکیده
مقدمه: سندرم درد مایوفاشیال شایعترین درد عضلانی-اسکلتی است که درمان به موقع آن اهمیت زیادی دارد. درمان فشار ایسکمیک علاوه بر اثرات مستقیم بر عضله تحت درمان، ممکن است اثرات غیرمستقیمی نیز داشته باشد که بررسی آن ضروری است. هدف این مطالعه، بررسی اثرات مستقیم و غیر مستقیم بالینی و سونوالاستوگرافی فشار ایسکمیک بر نقطه ماشهای عضله تراپزیوس فوقانی در زنان مبتلا به سندروم مایوفاشیال میباشد.
روشها:۱۲ بیمار زن مبتلا به سندروم درد میوفشیال در عضله تراپزیوس فوقانی با میانگین سنی (41/9±)11/3 سال در مطالعه شرکت کردند. ارزیابیها شامل شدت درد، آستانه فشاری درد و دامنه حرکتی خم کردن جانبی گردن به سمت مقابل و ارزیابی سونوگرافی سفتی عضله، قبل و بعد از درمان بود. همچنین همبستگی بین متغیرهای بالینی و سونوالاستوگرافی بررسی شد.
یافتهها: در سمت درمان، شدت درد از (0/99)8/41 به (1/77)6/33، آستانه فشاری درد از (2/47)8/6 به (3/75)12/38 و دامنه حرکتی خم کردن جانبی گردن از (6/31)36/25 به (22/5)38/40 بهبود معنادار (P<0.05) نشان دادند. تغییر سفتی عضله در وضعیت استراحت معنادار (P<0.02) و در وضعیت انقباض غیر معنادار (P<0.138) بود. در سمت غیر درمان، شدت درد از (1/69)6/98 به (1/53)5/14 ، آستانه فشاری درد از (1/64)11/75 به (4/64)14/31 و دامنه حرکتی خم کردن جانبی گردن از (3/42)32/50 به (4/56)38/16 بهبود معنادار (P<0.05) نشان دادند. سفتی عضله در سمت غیر درمان تغییر معناداری نشان نداد. همچنین همبستگی متوسطی بین سفتی عضله در حالت استراحت و شدت درد با ضریب همبستگی 0/496=r و مقدار 0.02=P مشاهده شد.
نتیجهگیری: فشار ایسکمیک اثرات مثبتی بر پارامترهای بالینی در هر دو سمت درمان و مقابل دارد. یافتههای سونوالاستوگرافی نیز تغییرات معنادار سفتی عضله را در سمت درمان نشان دادند.
پیامدهای عملی: فشار ایسکمیک روشی عملی و مؤثر برای کاهش درد و بهبود عملکرد عضله در سندرم درد مایوفاشیال، حتی در سمت مقابل، است.